خوش آمدید

جستجو

تبلیغات





نو

    هر دفعه خواستم بیایم اینجا بنویسم..نتوانستم..

    دیگر مثل سابق نمیتوانم قلم بزنم..دلیلش را میدانم..

    اما..

    این را هم میدانم این فراموشی مثل آلزایمر خواهد بود..

    دیگر هیچوقت مثل سابق نمیتوانم..

    اما..

    هنوز یک عاشقم..

    هنوز عمیقا ذره ذره وجودم حکایت از یک نفر است..

    هنوز با دنیا برابری که نه..به همه ی هست و نیست برتری دارد..

    هنوز بهترین..شاهدخت ترین..تنهاترین طبیب هست..

    هنوز مثل ندارد..

    هم نفسش بهترین عطر..

    هم قدمش و تربتش بهترین منظره ی ممکن..

    هم سیمایش و سیرتش یگانه ترین..

    الان که فکر میکنم میبینم هنوز هم میتوانم بنویسم..

    یه روزی انتقام این روزها رو میگیرم..

    یه روزی که دیگر نه هراسی ست و نه آشوبی..

    یک خواب آرامش بخش..یک سیری پایان ناپذیر..

    من به انتظار آن روز روزها را می شمارم..

    روزی همین پستویم خبری بکر خواهد بود..

    یک روزی پستی همه ی نوشته ها را آتش خواهد بخشید..

    یک روز نوبت من هم می شود..

     


    این مطلب تا کنون 10 بار بازدید شده است.
    منبع
    برچسب ها : روزی ,سابق نمیتوانم ,
    نو

تبلیغات


    محل نمایش تبلیغات شما

پربازدیدترین مطالب

آمار

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده